X
تبلیغات
هزارستان

هزارستان
موضوعات افغانستان و بین الملل ( سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و...) و دلنوشته ها 
لینک دوستان

تقریبا کمتر هزاره ای پیدا می شود که نام فیض محمد کاتب هزاره ، کاتب دربار عبدالرحمن خان را نشنیده باشد . شخصی که با درایت خاص تمامی وقایع آن دوران را با زیرکی تمام نوشت و نگذاشت که ظلمهایی که بر مردم هزاره آن زمان روا شده بود از آیندگان پنهان بماند . چندی پیش با همکاری وزارت فرهنگ افغانستان که واقعا یک شاهکار از این وزیر ....... بشمار میرود توسط آقای مولایی رئیس سابق دانشگاه بامیان جلد چهارم و بخشی از جلد سوم  سراج التواریخ ، این عالم بزرگ ویرایش و چاپ شد . در متن زیر که از سایت بی بی سی فارسی گرفته شده نگاهی به چاپ این کتاب شده است که توجه شما عزیزان را به آن جلب می کنم :

با چاپ جلد چهارم و بخشی از جلد سوم کتاب سراج‌التواریخ، اطلاعات تازه‌ای در باره امارت حبیب‌الله خان و زندگی فیض‌محمد کاتب، نویسنده این کتاب به دست آمده است .

این بخش از سراج‌التواریخ بر اساس نسخه قلمی آن اخیرا با ویرایش و مقدمه محمدسرور مولایی، استاد دانشگاه و پژوهشگر از سوی انتشارات امیری در کابل منتشر شده است .

جلدهای اول و دوم آن در سال ۱۳۳۱ و جلد سوم آن در سال ۱۳۳۳ هجری قمری در چاپخانه سلطنتی چاپ شد، اما تغییر نظر امیر حبیب‌الله خان در مورد این کتاب و تحولات دوره امان‌الله خان باعث شد که بقیه این کتاب منتشر نشود .

آقای مولایی این بخش از سراج‌التواریخ را در چهار مجلد چاپ کرده است. بخش اول آن را که تحولات دوره امارت عبدالرحمان را دربردارد، با عنوان "تتمه جلد سوم" و سه جلد دیگر آن را، که به شرح دوره سلطنت امیر حبیب‌الله اختصاص یافته، به عنوان بخش‌های اول، دوم و سوم جلد چهارم این کتاب منتشر کرده است .

تکان‌دهنده

این کتاب شامل شرح تکان دهنده ترین رویدادهای تاریخ معاصر افغانستان است. قتل عام، کوچ اجباری، فروش اسیران به عنوان برده و شکنجه انسان‌ها از رویدادهای دوره امارت عبدالرحمان است که شرح آنها در جلد سوم سراج‌التواریخ آمده و بخش اعظم آن در زمان سلطنت پسر او چاپ شده است .

جلد چهارم سراج‌التواریخ حاکی است که هر چند حبیب‌الله خان به قصد قتل عام لشکرکشی نکرده، اما در موارد بسیاری دست کمی از پدر نداشته است. کاتب در این کتاب گزارش مفصلی از تحولات دوره امارت حبیب‌الله ارائه کرده و نوع نگاه امیر به مردم ، ارتباطش با انگلیسیها ، شیوه حکومتداری و سرگرمیهای او ، وضعیت اقتصادی و زندانها و شیوه شکنجه زندانیان در این دوره را شرح داده است .  

حبیب الله خان در مورد قتل عامهای دورۀ امارت پدرش سکوت کرد و به اشغال زمینهای مردم به دست کسانی که در این کتاب از قول امیر "مهاجرین" و "ناقلین" خوانده شده، جنبه قانونی داد و اعلام کرد که دیگر این زمینها به صاحبان اولی آنها مسترد فرموده نمی‌شود .

به نوشتۀ کاتب، در «عیش و عشرت» هیچ سلطانی در تاریخ معاصر افغانستان به پایه این امیر نمی‌رسیده است. در جلد چهارم سراج‌التواریخ از دخترانی که به سراپرده و حرم امیر راه یافتند تا دیدار او با دختران و زنان در "ارم باغ" و همچنین تقدیم پسران به عنوان "غلام بچه" به امیر از جانب سران قبایل سخن رفته است .

به نوشته آقای مولایی در مقدمه سراج‌التواریخ، کاتب به نوشتن جلد پنجم این کتاب هم پرداخته بوده و این بخش کتاب شامل تحولات دوره سلطنت شاه امان‌الله بوده است. کاتب ظاهراً تحولات یک سال اول سلطنت او را نوشته بوده، اما آنگونه که کاتب خود در جلد چهارم نوشته، این کار به دستور شاه متوقف شد.

IMG4UP

اهمیت کار کاتب

اهمیت کار کاتب در آن است که او دورۀ حساسی از تاریخ افغانستان را با تفصیل کم‌نظیری بیان کرده و زیرکی او در تاریخ‌نویسی از آن جا مشخص می‌شود که به امضاهای امیر در پای صفحات نسخه قلمی سراج‌التواریخ به نشانۀ تایید مطالب آن نگاه کنیم. به نوشته آقای مولایی، کاتب متعهد بود که "غیر حق ننویسد و از سوی دیگر می‌دید که بر مردم چه‌ها که نرفته بود و انواع خلاف شرع، عرف و قانون از جانب امیر و درباریان او سر می‌زد."

علاوه بر شخص حبیب‌الله خان، که تصمیم نهایی در مورد صحت نوشته‌های کاتب با او بود، گروهی از نخبگان دربار به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر نگارش سراج‌التواریخ نظارت داشته‌اند و از آن جمله میرزا عبداللطیف خان دبیر خاص امیر و مولوی عبدالرووف خان، از دبیران برجسته دربار از جانب امیر مامور بررسی واژه‌واژه این کتاب بودند .

علاوه بر آنها، امیر گاهی افراد دیگری را هم مامور بررسی این کتاب می‌کرد و از جمله یک بار در ۱۳۲۵ قمری به

سعدالدین خان، قاضی‌القضات و چند تن دیگر دستور داد که "صحت و سقم" آن را بررسی کنند . آنها ایرادهایی بر کتاب وارد کردند، اما امیر ایرادهای آنها را نادرست خواند .

یکی از سرشناس‌ترین افرادی که مامور بررسی کتاب کاتب شد، محمود طرزی بود که مدیریت نشریۀ معروف سراج‌الاخبار و در زمان امان‌الله خان وزارت خارجه را به عهده داشت. کاتب خود نوشته که طرزی جلدهای اول و دوم سراج‌التواریخ را یک سال با خود نگهداشت و بعد آن را در ۱۳۳۱ قمری با انتقادها و ایرادهایی به امیر ارائه کرد .

امیر به کاتب دستور داد که به ایرادهای طرزی در حضور او پاسخ دهد. به نوشته کاتب، "از تقریری که به عزّ عرض رسید، او (طرزی)از جواب عاجز آمده ، ساکت ایستاد . بعد رجوع پاکنویس آن به خود محرر شده ، جای شایسته با طعام و چای از خوان حضور معین گردیده به کار پرداخته آمد.

فیض محمد کاتب به عنوان تاریخ‌نویس رسمی دربار امیر حبیب‌الله خان سالها در طبقۀ زیرین قصر دلگشا به کار نوشتن سراج‌التواریخ اشتغال داشت و به انبوهی از اسناد دست اول دولتی دسترسی داشت و علاوه برآن، با افراد بسیاری به عنوان تاریخ زنده آن زمان همخوان و همکلام بود .

تتمۀ جلد سوم و جلد چهارم سراج‌التواریخ به مناسبت برگزیده شدن شهر غزنی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۳ میلادی منتشر شده و سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان در پیشگفتار کتاب، چاپ آن را "تحفه دلپذیری" برای علاقمندان تاریخ افغانستان دانسته است .

ویرایش سراج‌التواریخ

اینکه این کتاب با ویرایش محمدسرور مولایی منتشر شده، برای بسیاری از پژوهشگران از این جهت مایه اطمینان خاطر است که این کتاب با امانت و دست‌نخورده منتشر شده باشد. آقای مولایی دقت بسیاری در ویرایش سراج‌التواریخ به خرج داده و مقدمه دوصد صفحه‌ای در شرح چگونگی نگارش آن و زندگی پرفراز و نشیب کاتب نوشته است .

کاتب سراج‌التواریخ را چند بار بازنویسی کرده و هر بار اصلاحاتی از جانب خودش یا امیر و دبیران او بر آن وارد شده است . ظاهراً این کتاب بر اساس همان نسخه نهایی آن بدون در نظر گرفتن سانسور آن چاپ شده است. هر چند در متن اشاره‌ نشده که کدام بخشهای آن از جانب دبیران و امیر سانسور شده بوده است .

نسخه قلمی کتاب که در آرشیو ملی نگهداری می شود، نشان می‌دهد که امیر و افراد او در موارد متعددی بر بخشهایی از جلد چهارم سراج‌التواریخ خط کشیده و در موارد دیگر علامت‌هایی در حاشیه صفحه‌های آن رسم کرده‌اند و این بیانگر آن است که چاپ این قسمت‌ها یا برای آنها اصولاً قابل قبول نبوده یا نیاز به توضیح و استدلال داشته است .

همان گونه که در مقدمه کتاب هم اشاره شده، تلاشهای زیادی در زمینه حروفچینی سراج‌التواریخ به خرج داده شده است. این بیانگر آن است که در حروفچینی این کتاب احتمالا رسم الخط مورد نظر آقای مولایی به شیوه امروزی اعمال شده است. علاوه بر آن، متن کنونی دارای نشانه‌گذاری نیز است که متن نسخه قلمی فاقد آن بوده است .

هر چند دوره چهارجلدی سراج‌التواریخ در دست هست، اما تا حال به صورت یک‌دست منتشر نشده است.

مشخصات کتاب :

نام کتاب: سراج‌التواریخ (تتمه جلد سوم و جلد چهارم، چهار مجلد)

مولف: فیض‌محمد کاتب

ویرایش، مقدمه و فهارس: دکتر محمدسرور مولایی

حروفچینی و صفحه‌آرایی: فرید پویان

ناشر: انتشارات امیری

سال چاپ: ۱۳۹۰

تیراژ: ۲۰۰۰ نسخه

بهای دوره ۴ جلدی: ۳۰۰۰ افغانی

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته، فرهنگي، مشاهير افغانستان
برچسب‌ها: کاتب هزاره, سراج التواریخ
[ جمعه 1391/01/04 ] [ 14:27 ] [ مهدی خادمی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من مهدی (ن .م) تبعه افغانستان و يك هزارستاني هستم.
سالها از آن زماني كه در چينداول ولایت كابُل پا به عرصه گيتي گذاشتم ميگذرد هر چند كه پدر و مادرم متولد ولايت باميان هستند.
طفل كوچكي بودم كه به همراه خانواده مهاجر گشتم , هيچ از وطن بياد ندارم بزرگ شده غربتم. از آرزوهايم استقلال ، آزادي ، يكپارچگي و آرامي وطنم ميباشد. اما ، اما انگار عده اي اين را نميخواهند و فكر ميكنند كه هنوز زمان ......خان است و ميتوانند زور بگويند اما نميدانند كه مداراي ما نشانه ترس نيست .البته اگر دولتمردان اینگونه ادامه دهند موافق فدرالیسم هستم.
اين تارنما را براي نشر و ثبت عقايد و افكارم داير نمودم .
سعي ميكنم مطالبم مبتني بر عقايدم چون درستي در نوشتار و عدم توهين و افترا به ديگران و احترام متقابل به سايرين باشد .
منابع اخبار بصورت نام و یا لینک روی خبر درج میشود.
منتظر راهنمایی های شما از طریق نظر،ایمیل و تماس(00989369984748) هستم
بک لینک طراحی سایت